این کتاب چهارمین اثر این شاعر ورامینی است که توسط انتشارات وزین نظری که مدیریت آن را نویسنده و پژوهشگر ارجمند جعفر حاجی کریم نظری بر عهده دارد ، به چاپ رسید و روانه بازار نشر گردید.
حقدوست علاوه بر فعالیت های پژوهشی و آموزشی مسئولیت کانون شاعران و نویسندگان ورامین را نیز برعهده دارد.در یادداشت آغازین این کتاب که به قلم محمدتقی قشقایی آمده است ، می خوانیم:
"عاطفه، اصلی ترین ویژگی است که در این مجموعه شعرخودنمایی می کند.وقتی قدم به قدم با شعرهای این دفترهم مسیر می شویم تقریبا با دنیایی روبرو می شویم که سرشار از حس،دلواپسی، امید، و دغدغه های ویژه ای است که این دغدغه ها بسیار قابل احترام اند.
"راحت که نیست با تو نوشتن از این و آن
راحت که نیست ،هرچه نباید ،کنی بیان"
در برخی شعرهای این دفتر که شامل چهارپاره ، دوبیتی ، رباعی ،غزل، نیمایی،سپید و چند سه گانی می باشد ، شعرها نگاه اجتماعی دارند و برخی عاشقانه صرف. برخی بسیار نزدیک هستند وبرخی از یک موضع و منظر کل این دنیای زبون را به سخره گرفته اند!..."
انجمن غزل به همت بانو" غزل تاجبخش" به مدت بیش از 35 سال است که برگزار می گردد و این بانوی گرامی خدمات زیادی به فرهنگ و ادبیات این سرزمین داشته است.
با هم یک شعر از این مجموعه شعر را می خوانیم:
حال من،حال عجیبی ست خودت میدانی
سنگ افتاده به آبم که دلم را دادم
دست سردی به خودش جرات خودخواهی داد
خوش به این حال خرابم که دلم را دادم
من که از کوه فقط خاطره اش را دارم
از من و کوه خودم،خاطره ها می سازم
موجهایی که از افتادن من رقصیدند
زود رفتند و خودم را به خودم می بازم
می شوم آیه ی نازل شده از خاکی سرد
می شوم پیک زمینی که ترک خورده لبش
می شوم معجزه ای پیش همه معجزه ها
داغ داغ از دل عشقی که نیافتاده تبش
دست سردی به خودش جرات خودخواهی داد
من ولی قطره ی باران اسیری نشدم
دل به آغوش صدف بستن باران،تلخ است
سنگم و هیچ زمان،دُرِّ حقیری نشدم